قالب وبلاگ قالب وبلاگ

السلام علیک یا فاطمة الزهراء (س)
 
ولایت و امامت،مسائل مرتبط بانظام خانواده، مشاوره خانواده

یاأحمد! لولاک لماخلقت الافلاک،لولا على لماخلقتک،لولافاطمه لماخلقتکما به وبلاگ یاوران حضرت زهراء ( گل یاس علی ) سلام الله علیها خوش آمدید شهادت مادرم فاطمه (س) افسانه نیست!!!! ما تا آخر ایستاده ایم
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1390/10/13 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الامام الرضا علیه السلام:

ایاكم و سوء الخلق فان سیی الخلق فی النار لا محاله

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است

منبع: عیون اخبار الرضا علیه السلام/ ج1/ 34

با جان و دل این اشاره را قاب بگیر *** در اهل جهان شیوه ی مهتاب بگیر

اخلاق بدت تو را به آتش نكشد *** با پیر و جوان طریقت آب بگیر

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

و من الله التوفیق





طبقه بندی: حدیث هفته، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1391/02/15 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

به گزارش «شیعه نیوز» ، این مفتی سلفی در ویدیوئی که در اینترنت انتشار یافته است، گفت که کمیته امنیتی انقلابیون سوریه در روستای "ادلب" در جنوب این کشورتشکیل شده و در راستای مبارزه با فساد و مجرمان و راهزنان کار خواهد کرد.

این سازمان با اشراف ارتش آزاد و مأموریت هیئت موسوم به "علمای آزاده" فعالیت خواهد کرد.

این مفتی سلفی از مردم منطقه خواست تا با این سازمان همکاری کنند.

"بلال الکن" زندانی مجرم سوری، تابستان گذشته در شهر حمص، نخستین نیروی امنیتی نیروهای موسوم به انقلابی را با عنوان گردان "خالد بن ولید" تشکیل داد. این سازمان البته به جای ایجاد امنیت در منطقه اقدام به ربودن افراد غیرنظامی کرده و آنها را اعدام می کرد. آنها سه تن از جوانان هوادار بشار اسد را اعدام و جنازه های آنها را قطعه قطعه کردند.

گروه علمای آزاده، فتوای اعدام افرادی که به دست تروریست های سوری ربوده می شوند را به علت وابستگی به ارتش یا هواداری از بشار اسد صادر می کند و این افراد به دست تروریست ها کشته می شوند.

السلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: آخرین اخبار و رویدادها، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1391/02/15 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

به گزارش «شیعه نیوز» ، محوطه‏ ای که در گذشته "مسجد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)" در آن وجود داشت و به عنوان یکی از مساجد سبعه از اماکن مقدس و مورد زیارت حجاج و زائران در شهر مدینه منوره بود، توسط شهرداری مدینه به پارکی که برای تفریح و تفرج مردم ساخته و به نام "حدیقه الفتح (پارک فتح)" نامگذاری شده است ملحق شد!

عجیب اینکه یک سایت وابسته به صدا و سیما با انتشار خبر و عکس بازگشایی این بخش از پارک، از این واقعه با خوشحالی یاد کرده و بدون توجه به عمق این فاجعه فرهنگی و مذهبی نوشته است: «پس از سال‏ها حسرت زایران حرم پیامبر مبنی بر حضور در مسجد حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در مساجد سبعه، و وجود محدودیت‏هایی که هر ساله نسبت به سال قبل تشدید می‏شد، درب محوطه ورودی مسجد حضرت زهرا (سلام الله علیها)در این قسمت بازگشایی شد»!

اگرچه ابراز خشنودی خبرنگار این سایت، از روی اخلاص و علاقه بوده است، اما ـ صرف نظر از اشکالات شرعی این تصرف و الحاق ـ توجه به لایه های زیرین این عمل وهابیون و نیز سابقه آنان در محو و تخریب آثار اسلامی و اهل‏بیتی، به روشنی از نیت پلید آنان پرده بر می‏دارد.

تاریخ مساجد سبعه

 تاریخچه مساجد سبعه به صدر اسلام بازمی‏گردد. در شمال غربی شهر مدینه، رشته کوهی به نام «سلع» قرار دارد که در سال پنجم هجری شاهد جنگ خندق بود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)در این جنگ با پیشنهاد سلمان فارسی در اطراف مدینه به حفر خندق پرداختند. مسیر این خندق که طولی قریب ده کیلومتر و عرضی نزدیک به پنج متر داشت، از نزدیک مسجد ذوقبلتین که زمینی هموار بود و در غرب مدینه قرار دارد، آغاز می شد و به صورت نیم دایره با عبور از کنار کوه سلع تا نزدیکی مسجد "اجابه" که اکنون "بنو معاویه" نامیده می‌شود، امتداد داشت.

بخشی از مدینه که پوشیده از نخلستان‌ها بود، از نظر نظامی قابل استفاده برای نبرد نبود و بخشی هم در محاصره خندق قرار داشت. کوه‌های "سلع" هم که خود مانعی طبیعی به شمار می‌رفت، محل استقرار سپاه اسلام بود و منطقه نبرد در مقابل آن قرار داشت. پیامبر(صلی الله علیه و اله) و اصحاب، از بالای رشته کوه سلع، نظاره‌گر سپاه کفار بوده و نمازهای خود را در همانجا به جای ‌آورده‌اند. بعدها در محل نماز آنان مساجدی ساخته شده تا یاد و نام آنان حفظ شود.

تعداد این مساجد که از مساحت کمی برخوردار بودند ـ و به دلیل موقعیت کوهستانی، شکل پلکانی داشته و دارای پستی و بلندی بودند ـ به شش عدد می‌رسد که با مسجد ذوقبلتین، هفت عدد می‌شود: 1.مسجد فتح، 2.مسجد سلمان، 3.مسجد علی(سلام الله علیه)، 4. مسجد فاطمه(سلام الله علیها)، 5.مسجد ابوبکر، 6.مسجد عمر، 7. مسجد ذوقبلتین.

مساجد سبعه در دوران وهابیت

 پس از به قدرت رسیدن وهابیون در حجاز آنها تلاش زیادی برای محو آثار اسلامی و اهل بیتی کردند. از جمله کم‏کم این مساجد را به سمت متروکه شدن پیش بردند و سرانجام در سال 1419 قمری (12 سال پیش) درب ورودی مسجد حضرت فاطمه(سلام الله علیها)را با سیمان مسدود کردند. در نتیجه این مسجد به مخروبه تبدیل و سپس نابود شد.

کسانی که در سال‏های اخیر به مدینه منوره مشرّف شده و به زبارت مساجد سبعه (معروف به زیارت دوره) رفته‏اند دیده‏اند که در محوطه مذکور، دیگر اثری از مسجد حضرت علی و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ باقی نمانده و محل قبلی مسجد به صورت مسطح وجود داشت. لذا زایران ایرانی و عاشقان اهل‏بیت(سلام الله علیهم) با راهنمایی کسانی که از قبل با این محل آشنا بودند در این مکان‏ها به اقامه نماز می‏پرداختند.

مساجد سبعه و پارک!!

اینک شهرداری مدینه در عملی کاملا خلاف شرع، عرف، عقل، عدل و تاریخ، با تخریب و الحاق مسجد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به پارک فتح، قدم جدی دیگری در راه محو آثار اسلامی و به فراموشی سپردن نام اهل‏بیت عصمت و طهارت(سلام الله علیهم) برداشته است.

شایان ذکر است که قبل از بسته شدن مسجد به وسیله بتون و سیمان، بوته‏ها و درختان زیادی در اطراف مسجد به طور غیر عادی کاشته شده بود تا جایی که مسجد از فواصل نسبتاً نزدیک هم دیده نمی‏شد! بعد از این اقدام و رشد درختان در اطراف مسجد بود که سعودی‏ ها اقدام به مسدود کردن درب آن کردند.

مسجدی که به دلیل عدم تعمیر و مرمت و بر اثر فرسایش در معرض تخریب قرار داشت رفته‏رفته مقدار زیادی از آن تخریب شد و سپس با ساخته شدن پارک در اطراف آن، به مرور زمان به تلی از خاک تبدیل شد و وهابیان به بهانه حفظ فضای پارک، در زمین این خانه خدا و یادگار دخت پیامبر(صلی الله علیه و اله) تصرف کردند و یک اثر دیگر از آثار باقیمانده تمدن اسلامی از بین رفت.

هشدار آیت‌الله‌ سبحانی به سعودی‌ها در پی تخریب مسجد حضرت فاطمه(سلام الله علیها

آیت‌الله سبحانی همزمان با تخریب مسجد در سال 89  در پیامی تصریح کرده‌اند: شهرداری مدینه در عملی کاملاً خلاف شرع، تاریخ و عرف با تخریب مسجد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و الحاق آن به پارک «حدیقة‌الفتح» گام جدی دیگری در راه محو آثار اسلامی و به فراموشی سپردن نام اهل‌بیت (علیهم السلام) برداشته است.

مشروح پیام آیت‌الله‌ سبحانی:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 ملت‌های زنده و جوامع پیشرفته جهان، به حفظ تاریخ و گردآوری آثار آن، علاقه‌ای وافر نشان می‌دهند و پیوسته می‌‌کوشند آثار به جا مانده از گذشتگان را از گزند حوادث پاس دارند. آنان برای صیانت از میراث نیاکان که نشانگر تمدن پیشین ایشان است، اداره ویژه‌ای بنیاد نهاده و کارشناسان خبره را در مدیریت آن به کار می‌گیرند. در این عرصه حتی اجازه نمی‌دهند یک سفال یا کتیبه سنگی و دژ خشتی کهن، از بین برود؛ زیرا بحق معتقدند که آثار گذشتگان«تاریخ مجسم» و «شناسنامه ملی» آنهاست و ملت بریده از نیاکان و بزرگان خویش، حکم طفلی را دارد که پدر و مادرش را گم کرده باشد.
تمدن اسلامی، تمدن دیرپا و بزرگی است که در قرون میانه، تنها تمدن پیشتاز عصر خویش بوده است. مسلمانان در پرتو تعالیم آسمانی خویش، تمدنی عظیم و بی‌سابقه را پی‌ریزی کردند که در قرن چهارم و پنجم هجری به اوج خود رسید و شرق و غرب جهان را به شهادت تاج محل «هند» و ابنیه باشکوه «اسپانیا» مستقیم و غیرمستقیم تسخیر کرد. چندان که محققان غربی، نفوذ این تمدن را از طریق اندلس و جنگ‌های صلیبی به اروپا، یکی از مهمترین علل شکوفایی و رنسانس غرب در قرون اخیر می‌دانند.
تمدن اسلامی با بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) (بلکه به یک معنی، با تولد آن حضرت) آغاز شد و سپس به همت پیروان او در طول قرون استوار و گسترده گردید. آثار و ابنیه‌ای که مربوط به شخص پیامبر و یاران باوفای اوست، جزئی از میراث عمومی این تمدن بزرگ به شمار می‌رود و مِلکِ شخصی کسی نیست که به دلخواه خود از آن بهره‌برداری کند، بلکه از آنِ جهان اسلام (بلکه انسانیت) بوده و هیچ حکومت محلی نمی‌تواند بدون مراجعه به آرای عمومی جهان اسلام، در این میراث گرانقدر، دخل و تصرف کند و به بهانه حفظ توحید! دست به محو و تخریب آن بگشاید.
آگاه شدیم که شهرداری مدینه در عملی کاملاً خلاف شرع، تاریخ و عرف، با تخریب و الحاق مسجد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به پارک، گام جدی دیگری در راه محو آثار اسلامی و به فراموشی سپردن نام اهل‌‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) برداشته است.
محوطه‌ای که سابقاً مسجد حضرت فاطمه(س) در آن وجود داشت، به عنوان یکی از مساجد سبعه از اماکن مقدس و مورد زیارت حجاج و زائران بود. متاسفانه توسط شهرداری مدینه به پارکی برای تفرج و تفریح، اختصاص داده شده و به نام «حدیقة‌الفتح» نام‌گذاری شده، ملحق گشت.
تاریخچه مساجد سبعه به صدر اسلام باز می‌‌گردد. در شمال غربی شهر مدینه، رشته‌ کوهی به نام «سلع» قرار دارد که در سال پنجم هجری شاهد جنگ خندق بوده است و پیامبر و اصحاب او، از بالای رشته‌کوه «سلع» نظاره‌‌گر سپاه مشرکان بودند و نمازهای خود را در همان‌جا به جای آوردند.
بعدها در محل نماز آنان مساجدی ساخته شده تا یاد و نام آنان حفظ شود. تعداد از این مساجد، که از مساحت کمی برخوردار بودند به دلیل موقعیت کوهستانی دارای پستی و بلندی بودند که به شش عدد می‌رسد که با مسجد فتح به هفت عدد می‌رسد.
البته اساس وهابی‌گری‌ عبارت است از تخریب آثار اسلامی و نابود کردن هر نوع اثری است که به پیامبر اکرم (صلام الله علیها) و یاران اهل‌بیت او منتسب است و این کارها را به تدریج انجام می‌دهند تا واکنش جهانی نداشته باشد. مثلاً درب ورودی مسجد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را از سال 1419، با سیمان مسدود کردند تا تبدیل به مخروبه و سپس نابود شد و اخیراً هم به کلی ناپدید و جزء پارک گشت.

قرن‌ها است که این مساجد برپا بوده و به نام یاران پیامبر و اهل‌‌بیت‌(علیهم السلام) او ساخته شده‌‌‌اند تا نام و نشانی از آنان در این جا باشد حالا به چه عنوان چیزی که قرن‌ها معبد مسلمان‌ها بوده، امروز به نام توحید تخریب می‌شود؟!

اگر زائران در آن‌جا دو رکعت نماز می‌خواندند عمل به حکم استحبابی می‌کردند که انسان اگر وارد مسجدی شد، دو رکعت نماز تحیت بخواند و اگر زائران عاشق، به سوی مساجد سبعه می‌روند تا از جایگاه حضور دلاوران اسلام که در برابر مشرکان و متحدان یهودی آنها مقاومت کردند، برای آن است که از نزدیک با موقعیت نبرد«احزاب» آشنا شده و برای شهیدان دلاور، درود و فاتحه بخوانند این نوع اعمال جز تقدیر از موحدان که با خون خود پرچم توحید را حفظ کرده‌اند، چیز دیگری نیست.
شگفتا که در کشور عربستان سعودی، امروز آثار ملت‌های گذشته چون قوم عاد و ثمود و اعراب مانده، کاوش و از زیر خاک بیرون آورده می‌شود تا به آنها مباهات و افتخار کنند؛ ولی آثار پیامبر اسلام (صلام الله علیها) و خاندان او را ویران می‌کنند.

این دو عملکرد متناقض چه معنی دارد؟ آیا حفظ آثار اسلامی که از صحابه و تابعان به یادگار مانده، شرک، اما کاوش در آثار ملت‌های مشرک و مجرم که با خشم الهی نابود شده‌اند، عین تمدن و توحید است؟!
و در بخش تاریخ اسلامی نیز آنچه به یهود تعلق دارد مانند خیبر و قلعه‌های هفتگانه آن به حال خود محفوظ مانده، بلکه مراقب حفظ آنها هستند.

در پایان یادآور می‌شویم: آثار اسلامی که در مجموع شبه‌جزیرة‌العرب قرار دارد، متعلق به عموم مسلمانان است و هرگز جمع کوچکی که از نظر فکری و مکتبی با دیگر ملل اسلامی فاصله دارند، حق تصمیم‌‌گیری درباره آنها و محو و نابودی آنها را ندارد، تا سرانجام پس از گذشت‌ قرن‌ها تاریخ اسلام به صورت افسانه‌ای درآید که هیچ اثر ملموسی از آن در دست نباشد.

فیلمی از مسجد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مدینه منوره را می توانید در نشانی اینترنتیhttp://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=49151 ببینید.

السلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: آخرین اخبار و رویدادها، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/12/15 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر. ان شانئك هو الابتر

 

نخستین مظهر و نشانه‏ی كوثر كه بر دامان پاك فاطمه‏ی اطهر (س) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای كه از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی كه از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏ به ظهور پیوست و معجزه‏ی بزرگ مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان الرحمن، 19، 20 و 22.
 را تجسم بخشید و كلام خدا در كلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاكیان و جلوه‏ای برافلاكیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی كه عصای فرعون كوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شكیبایی تضمین كرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مكتبش از خاك گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه‌السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. با استفاده از مقدمه‏ی مترجم كتاب زندگانی امام حسن علیه السلام تالیف باقر شریف القرشی.

 تولد و كودكی

فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم  تاریخ خلفأ، ص 73، سیوطی - دائرة المعارف بستانی واژه‏ی حسن.رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.

امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا (س) بزرگ شد. او از همان دوران كودكی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‏ی نیرومندش، آیاتی را كه بر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نازل می‏شد، می‏شنید و همه را حفظ می‏كرد و وقتی به خانه می‏رفت‏برای مادرش می‏خواند و حضرت فاطمه (س) آن آیات و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام نقل می‏كرد و علی علیه السلام به شگفتی می‏پرسید: این آیات را چگونه شنیده است؟ و زهرای مرضیه می‏فرمود: از حسن علیه السلام شنیده‏ام. ترجمه‏ی زندگانی امام حسن، ص‏59، باقر شریف القرشی.

به داستانی در این مورد توجه كنید:

«روزی علی علیه السلام پنهان از دیدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببیند فرزندش چگونه آیات را بر مادرش تلاوت می‏كند.

امام حسن علیه السلام به خانه آمد و خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند ولی زبانش به لكنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسید، گفت: مادر جان! گویا شخصیت‏بزرگی در این خانه است كه شكوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز می‏دارد همان، ص‏60.

 درس اخلاق

از امام مجتبی علیه السلام خواستند كه سخنی و مطلبی درباره‏ی اخلاق نیكوی پیامبر صلی الله علیه و آله بگوید. او فرمود:

هر كس نیازی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله می‏برد حاجتش رد نمی‏شد و هرچه در توان داشت‏برای رفع نیاز مردم به كار می‏برد و شنیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر كس نماز صبح را بگذارد، آن نماز بین او و آتش دوزخ دیواری ایجاد می‏كند. اسد الغابه، ج‏2 ص‏185.

 امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله صلی الله علیه و آله

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏كرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی كه به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.

آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:«هر كس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه كند البدایة والنهایة، ج‏8.

«حسن گل خوشبویی است كه من از دنیا برگرفته‏ام‏ الاستیعاب، ج‏2.

روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در كنارش نشانید و نگاهی به مردم كرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده كرده كه به بركت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد مسند احمد حنبل، ج‏5 ص‏44.

یكی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‏گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم كه امام حسن علیه السلام را بر دوش می‏كشید و می‏فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار البدایة والنهایة، ج‏8.

روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت: ای پسر بر مركب خوبی سوار شده‏ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی استصواعق المحرقة، ص‏280- حلیة اولیأ، ص‏226.

شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشأ می‏خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت‏بودم كه پیاده‏اش كنم. الاصابه، ج‏2.

انس بن مالك نقل می‏كند كه: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‏ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:ای انس! حسن فرزند و میوه‏ی دل من است، اگر كسی او را اذیت كند، مرا اذیت كرده و هر كس مرا بیازارد، خدا را اذیت كرده است. كنز العمال، ج‏6 ص‏222، متقی هندی.

زینب دختر ابو رافع می‏گوید: حضرت زهرا (س) در هنگام بیماری رسول الله صلی الله علیه و آله هر دو فرزندش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و فرمود: اینان فرزندان شما هستند. اكنون ارثی به آنان بدهید. حضرت فرمود:«شرف و مجد و سیادتم را به حسن علیه السلام دادم و شجاعت وجود خویش را به حسین علیه السلام بخشیدم‏

 اسوه‏ی بزرگواری

امام حسن علیه السلام در طول زندگی پر بركتش همواره در راه هدایت و ارشاد مردم گام بر می‏داشت و شیوه‏ی برخوردش با عموم مردم - حتی دشمنان - چنان جالب و زیبا بود كه همه را به خود جذب می‏كرد.

مورخین نوشته‏اند «روزی امام مجتبی علیه السلام سواره از راهی می‏گذشت. مردی شامی بر سر راه آن حضرت آمد و ناسزا گفت. وقتی كه فحش‏هایش تمام شد، امام علیه السلام رو به او كرده و سلامش كرد! آنگاه خندید و گفت: ای مرد! فكر می‏كنم در این جا غریب هستی... اگر از ما چیزی بخواهی، به تو عطا خواهیم كرد. اگر گرسنه‏ای سیرت می‏كنیم، اگر برهنه‏ای می‏پوشانیمت، اگر نیازی داری، بی‏نیازت می‏كنیم، اگر از جایی رانده شده‏ای پناهت می‏دهیم، اگر حاجتی خواسته باشی برآورده می‏كنیم، هم‏اینك بیا و مهمان ما باش. تا وقتی كه این‏جا هستی مهمان مایی...

مرد شامی كه این همه دل‏جویی و محبت را از امام مشاهده كرد به گریه افتاد و گفت:

«شهادت می‏دهم كه تو خلیفه‏ی خدا روی زمین هستی و خداوند بهتر می‏داند كه مقام خلافت و رسالت را در كجا قرار دهد. من پیش از این، دشمنی تو و پدرت را به سختی در دل داشتم. اما اكنون تو را محبوب‌ترین خلق خدا می‏دانم.

آن مرد، از آن پس، از دوستان و پیروان امام علیه السلام به شمار آمد و تا هنگامی كه در مدینه بود، همچنان مهمان آن بزرگوار بود. ستارگان درخشان، ص‏42، محمد جواد نجفی.

اسوه‏ی ایثارگری

یكی دیگر از صفات برجسته‏ی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بی‏سابقه‏ی اوست.

تاریخ نگاران نوشته‏اند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار دارایی‏اش را به دو نصف كرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق كرد. تاریخ یعقوبی، ج‏2 ص‏215- اسد الغابه، ج‏2 ص‏13، تذكره سبط بن جوزی، ص‏196.

امام حسن علیه السلام ملجأ درماندگان، آرام بخش دل‏های دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد كه فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دست‏خالی برگردد. در همین مورد نقل كرده‏اند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت كرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه‏ی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد كه پول‏هایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای كرایه به آن مرد بده. ستارگان درخشان، ص‏46.

امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پدر

پس از آن كه حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت خون خویش را به پای درخت توحید نثار كرد امام مجتبی غمگین در سوگ اسوه‏ی صبر و بردباری، برفراز منبر رفت و بعد از حمد و سپاس خداوند در فرازی از سخنانش فرمود:... لقد قبض فی هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الاخرون بعمل... ارشاد مفید، ص‏348- جلأ العیون مجلسی، ص‏378، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ 1353.

«شب گذشته مردی از این جهان در گذشت كه هیچ یك از پیشینیان - در انجام وظیفه و اعمال شایسته بر او سبقت نگرفتند و از آیندگان نیز كسی را یارای پا به پایی او نیست...

و سپس فرمود: علی علیه السلام در شبی رخت از جهان بست كه در آن شب عیسای مسیح به آسمان عروج كرد، یوشع بن نون جانشین موسای پیامبر نیز در آن شب درگذشت.

پدرم در حالتی دنیا را ترك كرد كه هیچ سیم و زر و اندوخته‏ای نداشت. مگر تنها هفتصد درهم كه از هدایای مردم به جا مانده بود كه قصد داشت‏با آن خدمتكاری بگیرد.

در اینجا، امام گریست و مردم نیز همصدا با حضرت مجتبی علیه السلام گریستند.

سپس ادامه داد: من پسر بشیرم، من پسر نذیرم، من از خانواده‏ای هستم كه خداوند دوستی آنان را در كتاب خویش (قرآن) واجب كرده است آن جا كه می‏فرماید:

«قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا.. شوری / 23.بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی‏كنم جز دوست داشتن نزدیكانم [ اهل بیتم] و هر كس كار نیكی انجام دهد، بر نیكی‏اش می‏افزاییم‏ بر این اساس دوستی ما - خاندان - همان حسنه و خوبی است كه خداوند بدان اشاره كرده است. سپس بر جای خود نشست.

در این هنگام «عبدالله بن عباس‏» برخاست و به مردم گفت: این فرزند پیامبر شما و جانشین امام علی علیه السلام است، اكنون او رهبر و امام شماست. بیایید و با او بیعت نمایید!

مردم گروه گروه به سوی حضرت مجتبی علیه السلام روی آوردند و بیعت كردند. سپس امام علیه السلام خطبه‏ای بیان فرمود كه در آن بر لزوم اطاعت از خدا و پیامبر و اولی الامر تاكید شده بود و مردم را از پیروی شیطان برحذر داشت و اهمیت ایمان و عمل خیر را یادآور گردید  زندگانی چهارده معصوم علیه السلام، ص‏543، عماد زاده.

امام مجتبی علیه السلام در سال چهلم هجرت و در سن 37 سالگی با مردم بیعت كرد و با آن‏ها شرط كرد كه: با هر كه من صلح كنم شما هم صلح كنید، با هر كه من جنگ كنم شما هم جنگ كنید و آن‏ها قبول كردند  جلأ العیون، ص‏378.

در ضمن امام علیه السلام نامه‏ای به معاویه نوشت و او را دعوت به بیعت كرد و متذكر شد كه اگر در امر اداره‏ی جامعه اخلال كند و جاسوس بگمارد با قاطعیت‏برخورد خواهد كرد و در مورد دستگیری و اعدام دو جاسوس وی به او هشدار داد  ارشاد مفید، ص‏350.

معاویه در پاسخ امام نوشت:

... من از تو سابقه بیشتری دارم، پس بهتر آن كه تو پیرو من باشی. من نیز قول می‏دهم كه خلافت مسلمانان، پس از من با تو باشد و هر چه بیت‏المال عراق است در اختیار تو خواهم گذارد... نهج البلاغه، شرح ابن ابی الحدید، ج‏16، ص‏35.و چنین بود كه معاویه از پذیرش حق امتناع ورزید و نه تنها از بیعت ‏با امام حسن علیه السلام خودداری كرد، بلكه عملا به طرح توطئه علیه حضرت پرداخت و با خدعه و فریب و تطمیع، افرادی را برانگیخت تا نسبت‏به قتل امام علیه السلام اقدام نمایند و سرانجام این امام مظلوم در بیت‏خودش به دست همسرش «جعده‏» زهر خورانده شد و به جای این كه نوشی برای مولی باشد نیشی شد كه جگر امام مجتبی علیه السلام را پاره كرد.

امام علیه السلام با دسیسه معاویه مسموم گردید... پیشوای دوم، ص‏28.و پس از چهل روز در روز بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاهم هجری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. چونان خورشیدی در دل زمین  آفتابی در هزاران آیینه، ص‏119،

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: ولایت و امامت، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/11/22 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

8. شما حق دارید هر شرایطی را كه خلاف مقتضای عقد نباشد در موقع ثبت نكاح قید كند.

v    تطبیق حقوقی:

ماده 1119 قانون مدنی:

« طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرایطی را كه مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینكه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترك انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد كند یا سوء رفتار نمایدكه زندگانی آنها با یكدیگر غیر قابل تحمل شود، زن وكیل و وكیل در توكیل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهایی خود را مطلقه سازد».

v    نظریه های اداره ی كل حقوقی قوه ی قضائیه:

1)    7/362 - 1382/5/4

«طبق ماده 1119 قانون مدنی، زوج و زوجه به شرایطی كه ضمن عقد قرار داده اند مأخوذ و مقید می باشند و تحصیل اجازه ی ازدواج مجدد، به علت عدم تمكین زوجه از زوج از دادگاه منافی شرط ضمن عقد بین زوج و همسر اول نیست. بنابر این چنانچه به زوجه به موجب شروط مندرج در قباله نكاحیه در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج، وكالت جهت درخواست طلاق داده شده باشد می تواند از آن استفاده نماید».

2)    7/1286 – 1361/4/13:

«زنی كه به سن قانونی از برای ازدواج رسیده است، می تواند ضمن عقد نكاح یا عقد خارج لازم دیگری شرط یا شروطی كند كه مربوط به نكاح باشد و ماده واحده راجع به رشد متعاملین مصوب 1313 ربطی به مورد خاص این ماده ندارد».

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: خانواده، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/11/22 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وصیت نامه شهید نادر پوربندری
بر شما جنگ و جهاد واجب شد در حالی كه این فرمان بر شما گران و سنگین و مورد كراهت شماست، ولی بدانید كه چه بسا چیزی را كه ناگوار و مكروه می دانید در حقیقت به نفع شماست.بالعكس شما می پندارید كه شهیدان راه خدا مرده اند نه، بلكه زنده به حیات ابدی هستند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: سخن بزرگان، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/23 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

اربعین، سرّی از اسرار خدای تعالی است كه هیچ یك از علمای ربّانی به این سرّ‌ ربّانی نرسیده اند، خداوند عزیز قدیر در قرآن کریم فرموده است: (وَ واعَدْنا مُوسی اَربَعینَ لَیْلةً) و آنگاه كه با موسی چهل شب قرار گذاشتیم. (بقره 51).

و در مورد قوم موسی (ع) فرموده اند: (قالَ فَإنّها مُحَرّمَةٌ عَلَیهِم أربَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الأرضِ فَلا تَأسَ عَلى الْقَومِ الفاسِقین). و {خداوند به موسی} فرمود: {ورود به} آن {سرزمین} چهل سال بر ایشان حرام شد، {كه} در بیابان سرگردان خواهند بود، پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور. (مائده 26).

و نیز: (حتّى إذا بلغَ أشُدَّهُ وَ بَلغَ أربعینَ سَنةً قالَ رَبِّ أوزِعنی أن أشكُرَ نِعمَتَكَ). تا آتكه به حد رشد رسید و به چهل سال رسید، گفت: پروردگار من، در دلم افكن تا نعمتت را شكر كنم.

و در احادیث شریف ائمه(علیهما السلام) بارها عدد چهل وارد شده است، امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: هریک از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ كند، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم بر می انگیزد و او را عذاب نمی كند). وسائل الشیعه / ج 27/ ص 29.
و نیز فرمودند: آنگاه كه مؤمنی بمیرد و چهل مؤمن بر جنازه اش حاضر شوند و بگویند خدایا! ما از او چیزی جز خیر ندیدیم و تو بر او از ما داناتری، خداوند تبارك و تعالی می فرمایند: شهادت شما را قبول كردم و از او آمرزیدم،‌ آنچه را كه شما نمی دانید).
و در حدیث دیگری فرمودند: هر كس چهل مؤمن را دعا كند و سپس برای خود دعا كند، دعایش را مستجاب می كنم.

ابوذر غفاری و ابن عبّاس (رحمة ا... علیه) از نبی اكرم (صلّی ا... علیه و آله وسلم) روایت می كنند كه فرمودند: همانا زمین چهل صبح بر «مؤمنی» كه وفات یافته است می گرید.

یادبود اربعین تنها منحصر به مسلمانان نیست، بلكه غیر مسلمانان نیز تا چهل روز بعد از وفات نزدیکان خود، به عزای آنها توجّه می كنند، و در روز چهلم نزدیكان و دوستان و خانوده اش بر سر قبرش حاضر می شوند و مراسم عزا برگزار می كنند، مسیحیان نیز به همین طریقه مراسم عزای چهلم وفات شخص خود را با اجتماع در كلیسا برگزار می كنند و این اعمال را در نیم سال وفات شخص و یكسال تمام نیز انجام می دهند.

همچنین یهودیان؛ عزای شخص وفات یافته را پس از سی روز و نه ماه و یكسال كامل برگزار می كنند. مقتل الحسین (علیه السلام) ، سید عبد الرزاق المقرم، ص 365.

همه این اعمال به عنوان یادبود و ستودن خوبیها و اعمال نیک شخص وفات یافته است.
با این تفاصیل، حال چگونه می توان نسبت به یادبود اربعین یکی از عزیزترین بندگان خدا - ثار ا... - امام حسین (علیه السلام) و شهدای كربلا بی تفاوت بود؟
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح بر حسین (علیه السلام) گریست و به رنگ سرخ طلوع و غروب می كرد.
كامل الزیارات به نقل از مقتل الحسین، سید المقرم: ص 36.
امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح خون گریست، و زمین چهل صبح گریست، و خورشید چهل صبح با كسوف و به رنگ سرخ گریست... و فرشتگان نیز چهل صبح بر او (امام حسین) گریستند.
كامل الزیارات ابن قولویه ص81 , ومستدرك الوسائل، میرزا نوری 1:391|ج1 و10 :313 |ج6.

از آنجا كه مصائب امام حسین (علیه السلام) از حدّ تصور انسان بیرون است، به هیچ وجه نمی توان حق این مصیبت را ادا کرد و به همین خاطر است که این سنّت شریف (عزاداری) نباید متوقف شود و پایبندی به زیارت امام حسین (علیه السلام) نیز از جانب خاندان پاک وی زمینه ای را فراهم نموده،‌ تا فاجعه عاشورا و درسهای عظیم آن به باد فراموشی سپرده نشود.

علاّمه مجلسی در مناقب به نقل از شریف مرتضی می گوید: سر امام حسین (علیه السلام) در اربعین، از شام به كربلا برگردانده شد و به بدنش ملحق گردید. بحار الانوار علامه محمد باقر مجلسی 44: 199|ج15.

در روایتی از امام حسن عسكری (علیه السلام) است که: از علامات مؤمن، خواندن زیارت اربعین است. در حدیثی از امام حسن عسكری روایت شده كه فرمود: علامات مؤمن پنچ چیز است: نمازهای یومیه همراه با نوافل، زیارت اربعین در اربعین شهادت امام حسین علیه السلام، انگشتر به دست راست كردن كه سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و اهل بیتش علیهم السلام است، و خاك آلود بودن پیشانی به خاطر سجده بر زمین، در خضوع و خشوع خدای تعالی و تضرّع به محضر قدسی او، و آشكار گفتن بسم الله الرّحمن الرّحیم كه در نماز واجب است بلند بر زبان جاری شود. بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ج: 101/ ص: 106/ روایت: 17/ باب: 14.

و در روایتی، صفوان بن مهران می گوید: مولایم امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: زیارت اربعین را به هنگام بالا آمدن روز بخوان بحار الأنوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج: 101، ص: 331، روایت: 2، باب: 25.

این علامت مؤمنی است كه تسلیم اوامر خدای تعالی در پیروی از اولیایش می باشد، و در دوستی و مودّت با آنها پایبند است، خدایی كه به پیامبرش فرمود: (قل لا أسئلكم من أجر إلاّ المودّة فی القربی) بگو: « به ازای آن {رسالت} پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندانم». (شوری 23).و امام حسین (علیه السلام) از نزدیكترین كسان رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و از مصادیق آیه مودّت است. اربعین، زنده نگه داشتن یاد او و همدردی با او، همراه با پیروی و اظهار عطوفت روحی و قلبی بر ماجرای كربلای اوست.
در اینجا، ماجرای آمدن جابر به كربلا را ذكر می كنیم كه مشتمل بر درسهای فراوانی است، شیخ جلیل القدر ، عماد الدین ابوالقاسم طبری آملی (از بزرگان علم حدیث) در كتاب خود
«بشارة المصطفی لشیعة المرتضی» از عطیّة بن جناده العوفی (از راویان امامیه) نقل می كند كه: همراه با جابر بن عبد الله انصاری (رحمة الله علیه) به زیارت قبر حسین (علیه السلام) رفتیم، وقتی به كربلا وارد شدیم، جابر به سمت ساحل فرات نزدیك شد و در آن غسل كرد و سپس شالی بر كمر بست و سُعد (گیاهی سیاه و خوشبو) بر بدنش پاشید و سپس الله - الله گویان به قبر امام نزدیك شد و به من گفت: دست مرا بر قبر بگذار... سپس خود بر روی قبر افتاد و آنقدر گریست كه از هوش رفت. اندكی آب بر او پاشیدم تا به هوش آمد و باز می گفت: یا حسین، حبیبی... جواب حبیب خود را نمی دهید؟ و خود (جابر) اینگونه جواب خود را داد كه چگونه جواب من را بدهی، در حالی كه رگهای گلویت بریده شده و سرت از جسمت جدا شده است... الی آخر. آنگاه به اطراف قبر نگاهی کرد و گفت: السلام علیكم ایتها الارواح التی حلّت بفنائك... ما در آنچه بر شما وارد آمده، با شما مشاركت داریم.

 عطیه می گوید: به جابر گفتم: چگونه ما با آنها مشاركت داریم، در حالی كه همراه با آنان به هیچ صحرایی وارد نشدیم و از كوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم، درحالی که؛ آن قوم، سرها را از بدنهایشان جدا كردند و كودكانشان را یتیم كردند و زنانشان را بیوه كردند.

جابر جواب داد: از حبیبم رسول الله (صلّی الله علیه و آله) شنیدم كه فرمودند: (مَن أحَبَّ عَمَلَ قَومٍ ‌أشرَكَ فی عَمَلِهِم).هر كس عمل قومی را دوست داشته باشد، با آنها در عملشان مشاركت دارد.

قسم به آنكه محمد (صلّی الله علیه و آله) را به حق، به عنوان نبی خود فرستاد،‌ همانا نیّت من و اصحابم همان است كه حسین (علیه السلام) و اصحابش بر آن بودند. به روایت از كتاب بشارة المصطفى لشیعة المرتضی، شیخ طبری 74ـ 75.

جابر در بین راه به من گفت: ای عطیه! می خواهی وصیّتی به تو كنم، چرا كه گمان نمی كنم بعد از این سفر تو را ببینم... «دوست بدار هر چه را كه آل محمد دوست می دارند، و دشمن بدار هر آنچه كه آل محمد دشمن می دارند، و همراه با محبّ آل محمد (صلّی الله علیه و آله) باش، چرا كه اگر به سبب كثرت گناهان، یك قدمت بلغزد، به سبب محبّت تو به اهل بیت، قدم دیگرت، تو را ثابت نگه می دارد،‌ محبّ ایشان به بهشت باز می گردد و دشمن ایشان به جهنّم  منتهى الآمال: 2.

زیارت اربعین معانی بسیاری دارد و پیام روشنی برای طاغوتیان عالم است، فریادی است كه بر سر ظالمان بلند می شود و زائران را به سوی زیارت كربلا، برای تجدید بیعت با امامشان بر می انگیزد،‌ ندایی برای منكران است و بیانگر این مطلب است كه ما تمسّك به باب حسین(علیه السلام) را تا ظهور امام حجّت (عجّل الله فرجه) از دست نمی دهیم، این زائران، مال و جان خود را در راه یاری كربلای حسین(علیه السلام)  فدا می كنند و ما و فرزندانمان همچنان بر این حال پایدار می مانیم و هیچ نوع اسباب ترور و انفجار هرگز نمی تواند ما را از آن راه پر افتخار باز دارد، ‌بلكه بر عشق زیارت كربلا و شهادت فی سبیل الله و در راه امام حسین(علیه السلام) می افزاید.
زیارت، یكی از انواع وسایل ارتباط بین مسلمانان است كه دشمنان شیعه در روزگاران مختلف با آن مبارزه كرده اند... امام حسین (علیه السلام) به خاطر والاترین مقاصد و اهداف جهاد كرد و قیامی نمود كه مثلش هرگز یافت نمی شود،‌ او خانواده و یارانش را در راه احیای دین، و رسوایی منافقین فدا كرد و مرگ با عزّت را بر حیات با ذلّت ترجیح داد.

پس، حق است كه هر سال و بلكه هر روز یاد او در جانها زنده گردد و چشمها به جای اشك خون بگریند، كه خود فرمود: (أنَا قَتیلُ العَبَرات، ما ذُكِرتُ عِندَ مُؤمنٍ إلاّ وَ دَمَعَتْ عَیناهُ)
من كشته اشكهایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی كند، مگر آنكه چشمانش اشك می ریزد.
امام زین العابدین (علیه السلام) سی سال بر مصیبت پدر گریست...

امام صادق (علیه السلام) پیوسته مصیبت جدّش را یاد می كرد و می گریست و در رثای او شعر می سرود...

امام كاظم (علیه السلام) وقتی ماه محرّم می شد، خنده در چهره اش دیده نمی شد و غم و اندوه بر او غلبه داشت...

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: همانا مصیبت حسین (علیه السلام) چشمانمان را مجروح ساخته و اشكها را سرازیر نموده و كرب و بلا را تا به قیامت برای ما به میراث نهاده است...

اَلسَّلامُ عَلى وَلِیِّ اللهِ وَحَبیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللهِ وَنَجیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى صَفِیِّ اللهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ، اَلسَّلامُ عَلى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِاَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ، اَللّـهُمَّ اِنّی اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَصَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفائِزُ بِكَرامَتِكَ، اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ، وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السادَةِ، وَقائِداً مِنَ الْقادَةِ، وَذائِداً مِنْ الْذادَةِ، وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاءِ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاءِ، فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعاءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ، وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ، وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا، وَباعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى، وَشَرى آخِرَتَهُ بِالَّثمَنِ الاَْوْكَسِ، وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فِی هَواهُ، وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ، وَاَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَْوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ، فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فِی طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ، اَللّـهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاءِ، اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ، عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً، وَاَشْهَدُ اَنَّ اللهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ، وَمُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَجاهَدْتَ فِی سَبیلِهِ حَتّى اَتیاكَ الْیَقینُ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ، وَلَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ، اَللّـهُمَّ اِنّی اُشْهِدُكَ اَنّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبی اَنْتَ وَاُمّی یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعائِمِ الدّینِ وَاَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّكِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى، وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا، وَاَشْهَدُ اَنّی بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِكُمْ، مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینی وَخَواتیمِ عَمَلی، وَقَلْبی لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَاَمْری لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتی لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَأذَنَ اللهُ لَكُمْ، فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَعلى اَرْواحِكُمْ وَاَجْسادِكُمْ وَشاهِدِكُمْ وَغائِبِكُمْ وَظاهِرِكُمْ وَباطِنِكُمْ آمینَ رَبَّ الْعالِمینَ مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.

والسلام علی عباد الله الصالحین





طبقه بندی: ولایت و امامت، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/23 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

فرازهایی از زیارت اربعین

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آن‏گاه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیه‏السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند. 

اولین زائر

از عطیه روایت شده که در روز اربعین، با جابر بن عبداللّه‏ انصاری به زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام رفتیم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر غسل کرده و بر سر قبر حضرت رفت و گفت: «دست مرا بر قبر گذار.» چون دستش به قبر رسید بی‏هوش شد و وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین، سپس گفت: «آیا دوست، جواب دوست را نمی‏دهد؟ چگونه جواب می‏دهی در حالی که سرت را از بدن جدا کرده‏اند.» و گفت: «سوگند به خدا که ما نیز در آن جا حضور داشتیم.» من گفتم: چگونه؟ در حالی که شمشیری نزدیم، و این گروه مابین سرو بدن‏شان جدایی افتاده و اولادشان اسیر شده و [ما...]، جابر گفت: «از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان محشور می‏شود و هر که عمل مردمی را دوست داشته باشد، در عمل ایشان شریک شود. همانا دوست ایشان به بهشت بازگشت نماید و دشمن ایشان به دوزخ بازگردد.
دیدار اهل‏بیت از شهدای کربلا در روز اربعین

سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف آورده است: زمانی که اهل‏بیت حضرت سیدالشهداء علیهم‏السلام از شام به مدینه برمی‏گشتند در عراق از کاروان دار خواستند که آن‏ها را از راه کربلا ببرد. چون به بر تربت پاک امام حسین علیه‏السلام رسیدند، جابر بن عبداللّه‏ را با گروهی از طایفه بنی‏هاشم و مردانی از آل پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دیدند که به زیارت حضرت آمده‏اند. آنان شروع به عزاداری و نوحه سرایی کردند، زنان قبائل عرب نیز که در آن اطراف بودند جمع شده و عزاداری کردند. کاروانیان سپس از آن‏جا به سوی مدینه کوچ کردند. 

اسارت زن مسلمان

از مظلومیت‏هایی که حکایت از نقض آشکار قوانینی است که اسلام به آنها سفارش کرده، اسیر گرفتن زن مسلمان است. در حادثه کربلا پس از پایان نبرد، اهل بیت امام حسین را اسیر کرده و شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمایش گذاشتند. اسیر گرفتن زن مسلمان از نظر اسلام مردود است چنان که علی علیه‏السلام در جنگ جمل اسیر کردن را روا نشمرد و عایشه را به همراه عده‏ای زن به شهر خودش بازگرداند؛ اما متجاوزان اموی فرزندان پیامبر را مثل اسیران کافر، از کوفه به شام فرستادند و چهره زنان اسیر را بر اهالی شهرها نمودند و درنهایت سنگ‏دلی با آنان رفتار کردند. چنان که حضرت زینب علیهاالسلام هنگام عبور از کنار اجساد شهدا (در اعتراض به اسارت اهل بیت) فرمود:ای محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله این دختران تو هستند که به اسارت می‏روند.

از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان محشور می‏شود
اهل بیت، بهترین مبلغان عاشورا

بی‏تردید، اهل بیت امام حسین علیه‏السلام بهترین مبلغان عاشورا بودند آنان در کربلا حضور داشتند تا پیام عاشورا را به گوش جهانیان برسانند.اگر آن حضرت، غیر از اهل‏بیت، افرادی دیگر را به عنوان مبلغ قرار می‏دادند، یقینا آنان نیز مثل دیگر یاران آن حضرت به شهادت می‏رسیدند؛ زیرا موقعیت به گونه‏ای بود که به چنین افرادی پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش و اسارات اهل بیت، اجازه و امکان تبلیغ نمی‏دادند. همچنین هیچ مبلغی قادر نبود همانند اهل بیت به خصوص امام سجاد علیه‏السلام و زینب کبری علیهاالسلام با کلام آتشین و خطبه‏های گویا، مردم را تحت تأثیر قرار دهد. 

تبلیغات اهل بیت در کوفه

دشمن، پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام ، اهل‏بیت را به همراه سرهای شهدا به کوفه برد. حضرت زینب علیهاالسلام در سخنانی پرشور مردم کوفه را به سختی سرزنش کرده، و امام حسین و یارانش را معرفی کردند؛ چون در اثر تبلیغات گسترده یزدیان، عده زیادی نمی‏دانستد علل قیام امام چه بوده است. همچنین دشمن درصدد تحریف واقعیت‏های قیام حضرت بود. اما حضرت زینب با سخنان کوبنده، از این تحریفات جلوگیری کرد. چنان که وقتی اسیران را به کاخ ابن‏زیاد بردند او خطاب به حضرت زینب گفت: «آیا دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» زینب علیهاالسلام پاسخ داد: من از خدا درباره برادرم جز خوبی ندیدم. آن‏ها به راهی رفتند که خدا می‏خواست. آنان با شهادت به افتخاری که خواستند رسیدند؛ اما تو پسر ابن زیاد! خود را آماده کن که خدا بین تو و آنان حکم خواهد کرد. 

پیام‏آوران قیام کربلا

هر قیام و نهضتی از دو بخش مبارزات و قیام مسلحانه یا غیرمسلحانه و از بخش رساندن پیام آن انقلاب و بیان آرمان‏ها و اهداف تشکیل می‏شود. در بررسی قیام امام حسین علیه‏السلام این دو بخش کاملاً محسوس است، روز عاشورا مظهرِ، بخش خون و شهادت و ایثار بود و بخش دیگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد علیه‏السلام و زینب علیهاالسلام بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را به اطلاع مردم رساندند. بی‏شک اگر بازماندگان حضرت نبودند دشمنان اسلام با تبلیغات گسترده خود قیام آن حضرت را در طول تاریخ لوث می‏کردند. بازماندگان حضرت سیدالشهداء در دروان اسارت با افشاگری‏های آگاهانه اجازه چنین تحریف و خیانتی را به دشمنان امام حسین علیه‏السلام ندادند. 

جنگ تبلیغاتی

بعد از واقعه عاشورا بازماندگان خاندان پیامبر از فرصت دیدار با مردم که به دلیل اسارت و از این شهر به آن شهر رفتن به دست آوردند، به بهترین وجه بهره برداری کردند. آن‏ها با استفاده از این فرصت، حقیقت قیام امام حسین علیه‏السلام را به تصویر کشیدند و جنایت‏های عمال اموی را برملا کردند. اسرا به ویژه حضرت زینب علیهاالسلام و امام سجاد علیه‏السلام اولین تعقیب کننده راه و هدف حسین علیه‏السلام و فرمانده جنگ سرد و تبلیغاتی برضد حکومت اموی بودند. در پرتو همین افشاگری‏ها بود که انقلاب حسینی در دل همه مردم شکوفا شد و موج تنفر از حکومت اموی به وجود آمد تا جایی که بستگان یزید هم به لرزه و گریه افتادند، و همان یزدی که با دیدن اسرا خرسندی می‏کرد ناچار شد برای انحراف افکار عمومی ابن زیاد را مقصر قلمداد کند.قیام امام حسین علیه‏السلام ظاهرا قیام علیه حکومت فاسد یزید است، اما در باطن قیامی برای ارزش‏های اسلامی است

توقف در کربلا

یزیدیان در هنگام حرکت به سوی کوفه به اهل بیت امام حسین علیه‏السلام اجازه عزاداری نداده بودند؛ از این رو خاندان داغدیده رسالت، پس از ورود به کربلا برای شهیدان خود به عزاداری پرداختند. سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف می‏گوید: «کاروانیان مجلس عزا به پا داشتند و تا سه روز بدین منوال سپری شد.»
حرکت از کربلا

وقتی کاروان شام به کربلا رسید، اهل بیت امام حسین علیه‏السلام به گونه‏ای جانسوز به عزداری پرداختند، امام سجاد علیه‏السلام وقتی که اوضاع را چنین دیدند، دانستند که اگر زنان و کودکان در کنار این قبور مطهر بمانند، خود را در اثر شیون و زاری هلاک می‏کنند؛ از این رو فرمان دادند تا بار شتران را ببندند و از کربلا به سوی مدینه حرکت کنند. چون بارها را بستند و آماده حرکت شدند، حضرت سکینه اهل حرم را برای وداع، با ناله و فریاد به سوی مزار مقدس امام حرکت داد و همگی در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سکینه قبر پدر را در آغوش گرفت و به شدت گریست و این ابیات را زمزمه کرد: «ای کربلا! بدنی را در تو به امانت گذاشتیم که بدون غسل و کفن مدفون شد.ای کربلا، کسی را به نزد تو یادگار نهادیم، که روح احمد و وصی اوست...».
 

رسیدن کاروان اهل بیت به مدینه

کاروان اهل بیت به سوی مدینه رهسپار شد. «بَشیر» که آنان را همراهی می‏کرد می‏گوید: به آرامی رفتیم تا به شهر مدینه نزدیک شدیم. امام سجاد علیه‏السلام مرا طلبیده و فرموند: خداوند پدرت را رحمت کند که شاعر نیکویی بود آیا تو نیز شعر می‏گویی؟ گفتم: آری، پس فرمود به مدینه برو و خبر شهادت ابی عبداللّه‏ را به مردم ابلاغ کن. بشیر می‏گوید: وقتی خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به مردم مدینه رساندم، مردمان مدینه از خانه خود بیرون آمده و شروع به گریه و زاری کردند. من همانند آن روز را به یاد ندارم که مردم همه یک دل و یک زبان گریه کنند و تلخ‏تر از آن روز را بر مسلمانان ندیدم. 

فرستاده پادشاده روم در مجلس یزید

از امام زین العابدین علیه‏السلام روایت شده که چون سر مبارک امام حسین علیه‏السلام را برای یزید آوردند، سر مقدس را مقابل خود قرار داده و می‏خواری می‏کرد. یک روز فرستاده پادشاه روم که از اشراف بود در مجلس حضور داشت و از یزید پرسید که این سر کیست؟ یزید گفت: «این سر حسین بن علی، فرزند فاطمه، دختر رسول خداست.» فرستاده روم وقتی چنین شنید گفت: «تف بر تو باد. پدر من با واسطه‏های بسیار از نواده‏های حضرت داوود است؛ با این حال، مسیحیان مرا به این دلیل بزرگ می‏شمارند واز خاک پایم تبرک می‏برند، و شما پسر دختر پیامبر خود را می‏کشید؟! این چه دین داری است؟» یزید وقتی اعتراض سفیر روم را شنید، گفت: «این نصرانی را بکشید تا مرا در کشور خود رسوا نکند.» چون نصرانی چنین فهمید گفت: «دیشب رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در خواب دیدم که به من فرمودند: تو اهل بهشتی.» و سپس شهادتین گفت و سر حسین علیه‏السلام را به سینه چسبانید و بوسید تا کشته شد.
اهداف یزید از اسارات و به آتش کشیدن خیام اهل بیت

سیاست حکومت‏های ظالم آن است که برای جلوگیری از نهضت‏های احتمالی بعدی، از هر وسیله‏ای استفاده کنند. حکومت یزید نیز پس از فاجعه عاشورا، برای ایجاد ترس و وحشت بین مردم، اهل بیت را با وضعی دلخراش اسیر کرد و در دو شهر مهم کوفه و شام گرداند. شبیه این کار غیر انسانی را عبیداللّه‏ بن زیاد در شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه انجام داده بود. او بدن‏های پاک این دو را پس از شهادت در کوچه‏ها و خیابان‏های کوفه گرداند. هم چنان که سر مبارک اما حسین و دیگر شهیدان کربلا را بر بالای نیزه کرد و به تماشای مردم گذاشت. 

تأثیر تبلیغ اهل‏بیت در داخل کاخ یزید

زنان اهل بیت، در کاخ یزید تبلیغات گسترده‏ای انجام دادند. طبری در کتاب تاریخ خود می‏نویسد: زنان اهل بیت از منزل یزد خارج نشدند، مگر آن که دیگر زنان برای سوگواری به منزل او رفتند، و هیچ زنی از آل ابی‏سفیان باقی نماند مگر آن که به نزد آنان آمد و در آن جا اقامه عزا کرد. عزاداری اهل‏بیت در کاخ یزید و دارالاماره، چنان تأثیر گذاشت که مردم تصمیم گرفتند به خانه یزید ریخته و او را بکشند.
از بین بردن ابهت پوشالی یزدیان

سیاست رعب و وحشت یزیدیان، با افشاگری‏های اهل بیت با شکت روبه رو شد. اهل‏بیت امام حسین علیه‏السلام با وجود تحمل سخت‏ترین مشکلات، در مقابل دشمنان تسلیم نشدند؛ بلکه با خطبه‏ها و سخنرانی‏های کوبنده علاوه بررسوا کردن حکومت یزید به توده ناآگاه مردم درس آزادی و آزادگی دادند و بدین گونه، نهضت‏های دیگری چون قیام توابین شکل گرفت. و شعار نهضت امام حسین علیه‏السلام در فضای تمامی شهرها طنین افکند. 

قیام عاشورا در کلام امام خمینی

امام خمینی( رحمهم‏الله ) درباره انگیزه الهی قیام امام حسین علیه‏السلام می‏فرمایند: «شما ملاحظه کنید که بهترین خلق اللّه‏ در عصر خودش حضرت سیدالشهداء و جوانان بنی‏هاشم و اصحاب او شهید شدند. لکن وقتی در آن مجلس پلید یزید صحبت می‏شود حضرت زینب قسم می‏خورد که آن‏چه در کربلا دیدم جز پیشامدی زیبا نبود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده، برای این که جنگ برای خدا بوده است.» 

گریه‏های امام سجاد علیه‏السلام

امام سجاد علیه‏السلام پس از واقعه کربلا تا آخر عمر، پیوسته اندوهناک و گریان بود. سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف از امام صادق روایت کرده که امام زین العابدین علیه‏السلام حدود چهل سال بر پدر بزرگوارش گریست در حالی که روزها را روزه می‏گرفت و شب‏ها را به عبادت می‏پرداخت. هنگام افطار وقتی غلام آن حضرت برایش غذا می‏آرود. امام می‏فرمود: پسر پیامبر را با شکم گرسنه و لب تشنه شهید کردند. و وقتی غلام می‏گفت: مولای من، آیا وقت آن نرسیده که اندوهتان تمام شود و گریه‏هایتان پایان پذیرد؟ حضرت می‏فرمود: «وای بر تو! یعقوب 12 پسر داشت خدا یکی را پنهان کرد، موی سرش سفید شد، کمرش خمیده و دیدگانش به سبب گریه، بینایی خود را از دست داد؛ در حالی که می‏دانست او زنده است اما من، پدر و عزیزانم را دیدم که به خون آغشته بر زمین افتاده بودند. چگونه اندوهم پایان یابد و گریه‏ام بکاهد.»
امام حسین و جوانان بنی‏هاشم بهترین مردان زمانه خود بودند كه شهید شدند
ورود اهل بیت به مسجد رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

اهل بیت، پس از یک سفر طولانی و پرماجرا هنگام ورود به مدینه، به کنار قبر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رفتند، آنان در کنار مرقد پیامبر، گفت و گوها و درد دل‏های بسیار داشتند؛ اما تاریخ از بیان همه آن‏ها سکوت کرده و تنها گفته است: زینب علیهاالسلام دست‏ها را به دو طرف درب و سر را داخل مسجد قرار داد و گفت: یا جدّاه، خبر قتل برادرم حسین علیه‏السلام را آورده‏ام. سکینه، با صدای بلند فریاد کشید: ای جد گرامی از آن چه بر سر ما گذشته است پیش تو شکایت آورده‏ام به خدا قسم، سنگ دل‏تر از یزید ندیدم و کافر و مشرکی بدتر از او سراغ ندارم. با چوب خیزران بر لب و دندان پدرم حسین علیه‏السلام ـ (همان جایی که شما می‏بوسیدید ـ می‏زد و می‏گفت: حسین چوب‏ها را چگونه می‏بینی؟ 

یزید از خدمات ابن زیاد تقدیر می‏کند

برخلاف آن چه برخی از مورخان گفته‏اند، یزید نه تنها از کرده خود پشیمان نشد بلکه از ابن زیاد به دلیل جنایاتی که مرتکب شده بود، تقدیر و تشکر کرد. یزید طی نامه‏ای به ابن زیاد نوشت: «تو بالا رفتی و از ابر گذشتی و مراحل پس از ابر را پشت سرگذاشته و دیگر جایی برای بالا رفتنت نمانده، مگر آن که بر بالای خورشید بنشینی. همین که نامه ما را دیدی، برای دریافت جایزه به شام حرکت کن.» ابن زیاد با عده‏ای از استانداران به شام رفت، یزید از او استقبال کرد، او را در آغوش کشید، پیشانیش را بوسید و از کشتن امام حسین به جهاد تعبیر کرد. یزید به ابن زیاد و عمر سعد هر کدام یک میلیون درهم جایزه داد. همچنین مالیات عراق را نیز به ابن زیاد بخشید.
نتایج قیام عاشورا

نهضت امام حسین علیه‏السلام آثار و تایج بزرگی در جامعه اسلامی بر جای گذاشت که از جمله، رسوا ساختن هیأت حاکمه وقت بود؛ چون بنی‏امیه به حکومت خود رنگ دینی می‏داد و در جهت تثبیت موقعیت خود در جامعه می‏کوشید. ولی قیام و شهادت امام حسین بزرگ‏ترین ضربه بر پیکر این حکومت ناپاک وارد آورد. از آثار دیگر نهضت امام حسین علیه‏السلام احیاء سنت شهادت بود. پس از درگذشت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در اثر انحراف حکومت اسلامی از مسیر خود، مسلمانان کم‏کم روحیه سلحشوری را از دست دادند و به رفاه خو گرفتند؛ ولی قیام امام حسین این وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعه اسلامی زنده کرد. همچنین قیام حضرت، سرچشمه نهضت‏ها و قیام‏های دیگری چون نهضت توابین، قیام مختار و... شد.

والسلام علی من اتبع الهدی 





طبقه بندی: ولایت و امامت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/10/15 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت .باید اینطور نوشت: هر گلی هم باشد چه شقایق ، چه گل پیچک و یاس ، جای یك گل خالی است.

تا نیاید مهدی(عج) زندگی دشوار است

اللهم عجل لولیك الفرج





طبقه بندی: آخرین اخبار و رویدادها، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/10/15 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وصیت نامه شهید محسن پورقاسمی
"كسانی كه به ولایت امام اعتقاد ندارند بر جنازه من حاضر نشوند، سلام مرا به رهبر عزیزم، پدر یتیمان برسانید و به خانواده شهدا بگویید كه تا آخرین قطره خونمان صحنه های نبرد حق علیه باطل را ترك نخواهیم كرد، و با خداوند پیمان می بندیم كه در تمام عاشورا و كربلاها، حسین (ع) زمان را تنها نگذاریم، و سنگرها را خالی نخواهیم كرد و تا هنگامی كه پرچم لااله الا الله در تمام جهان به اهتزاز درنیاید و احكام اسلام و قرآن در زیر پرچم توحید و اسلام به اجرا درنیاید ساكت نخواهیم نشست.

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: سخن بزرگان، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/9 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

  دیدند دشمنان كه در این خطه لاف نیست*شمشیر دوستان علی در غلاف نیست

در این قبیله نخل تناور همیشه هست*مقداد هست، مالك اشتر همیشه هست

اینجا كه كوفه نیست خوارج علم شوند*سلمان نمرده است، اباذر همیشه هست

صف بسته اند این همه سردارها به شوق*یعنی برای پیشكشتف سر همیشه هست

روشنترین روایت عمار می شویم*در عشق سید علی، همه تمار می شویم

سلامتی تمام كسانی كه به عالم تشیع خدمت می كنند صلوات





طبقه بندی: اشعار، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/9 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:

از 313 نفر یاران امام زمان (عج) چند نفر زن هستند ؟

پاسخ :

این كه چند نفر از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، زن هستند ، دقیقاً مشخص نیست و حتی این كه زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد ، مورد تردید است ؛ چرا كه بیشتر روایاتی كه در بارۀ عدد یاران حضرت در كتاب‌های معتبر شیعه وارد شده است ، همگی آن‌ها را مرد ذكر كرده‌اند ؛ حتی روایاتی كه نام یاران حضرت را برده‌اند ، نام هیچ زنی در میان آن‌ها دیده نمی‌شود ؛ مثلاً محمد ابراهیم نعمانی در كتاب معتبر الغیبة و مرحوم شیخ مفید رحمت الله علیه در الإختصاص روایتی را با این سند نقل می‌كنند :

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ، عن هؤلاء الرجال الأربعة ، عن ابن محبوب . وأخبرنا محمد بن یعقوب الكلینی أبو جعفر ، قال : حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه . قال : وحدثنی محمد بن عمران ، قال : حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى ، قال : وحدثنا علی بن محمد وغیره ، عن سهل بن زیاد ، جمیعا ، عن الحسن بن محبوب . قال : وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی ، عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر ، عن أحمد بن هلال ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمرو بن أبی المقدام ، عن جابر بن یزید الجعفی ، قال : " قال أبو جعفر محمد بن علی الباقر ( علیه السلام ) : یا جابر ، الزم الأرض ولا تحرك یدا ولا رجلا حتى ترى علامات أذكرها لك إن أدركتها ... . فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، ویجمعهم الله له على غیر میعاد قزعا كقزع الخریف .

... خداوند 313 نفر مرد از اصحاب آن حضرت را جمع می‌كند ؛ بی آنكه قبلا وعده داده باشند ، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی است كه با حركات تند می آیند .

كتاب الغیبة ، محمد بن إبراهیم النعمانی ، ص 288 291 و الاختصاص ، الشیخ المفید ، ص 257 و ... .

این روایت از نظر سندی هیچ مشكلی ندارد ، در بسیاری از كتاب‌های شیعه نقل شده و روایتی است كاملاً معتبر . و روایات بسیار دیگری با همین مضمون كه نقل همگی آن‌ها فرصت بیشتری می‌طلبد .

اما از آن طرف روایت دیگری را مرحوم عیاشی در تفسیر خود نقل كرده است كه می‌گوید پنجاه نفر از یاران حضرت مهدی زن هستند :

عن جابر الجعفی عن أبی جعفر علیه السلام یقول : الزم الأرض لا تحركن یدك ولا رجلك ابدا حتى ترى علامات اذكرها لك فی سنة ... ویجیئ والله ثلاثمائة وبضعة عشر رجلا فیهم خمسون امرأة یجتمعون بمكة على غیر میعاد قزعا كقزع الخریف ...

سوگند به خدا سیصد و اندی نفر مرد می آیند و در میان شان پنجاه نفر زن هستند در مكه اجتماع می‌كنند بی آن كه قبلا وعده داده باشند ، آمدن شان همچون ابرهای پاییزی است كه با حركات تند می آیند .

تفسیر العیاشی ، محمد بن مسعود العیاشی ، ج 1 ، ص 64 – 66 .

از آن‌جایی كه سند روایت ، تا جابر بن عبد الله جعفی ، ذكر نشده است ، نمی‌شود به آن استناد كرد .

از این رو ، این كه تعدادی از یاران حضرت مهدی از بانوان باشند ، قطعی نیست .

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: ولایت و امامت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/10/8 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

                   ما منتظر صبح شب یلدائیم

                                           آن صبح فروزان پسر زهرائیم

                   دستی به دعا در فرج آقاییم

                                             ما منتظر منتقم زهرائیم

اللهم عجل لولیك الفرج





طبقه بندی: اشعار، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/10/8 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وصیت نامه شهید رحیم تركان

مردان و مؤمنان بزرگ خدا كسانی هستند كه به عهد و وفا پیمان بستند و حتی به بهترین درجه یعنی شهادت رسیدند و اینجانب سوگند یاد می كنم كه سعادت خویش را نمی یابم مگر در پیمودن خط خونین اباعبدالله الحسین (ع) كه راه تمامی شهدای انقلاب اسلامی است .
پدر و مادر عزیزم بدانید و مطمئن باشید كه امروز در راهی جاودانه گام نهادم كه انتهای آن حضرت بقیه الله الاعظم قرار دارند ،انسان باید از دنیا و زندگی پر مشقت آن كه موجب می شود انسان غرق در گناه بشود رهایی پیدا كند و راه جهاد در راه خدا را پیش گیرد ولیكن جهاد در راه خدا باید حسین گونه باشد مردم شهیدپرور تقو را فراموش نكنید و تقوا پیشه كنید، پیرو خط ولایت فقیه باشید و هر كاری می كنید فقط برای رضای خدا باشد. اخلاص در عمل پیشه كنید انشاالله خداوند ما را در زمره شهدای صحرای كربلا قرار دهد و ما را با حسین بن علی (ع) محشور گرداند .

در پایان از همه آشنایان و دوستان و همكلاسیها حلالیت می طلبم.

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: سخن بزرگان، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1390/10/6 توسط حجت الاسلام سیدعلی امیرفخری

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انواع خانواده از نظر تربیت كودك ( 4 - خانواده سالم)

 

در 3 یادداشت قبلی سه نوع خانواده را تشریح كردیم كه شیوه تربیت كودك آنها نامطلوب بود و اینك آخرین نوع را كه خانواده سالم می باشد بررسی می كنیم و شیوه تربیت كودك را در آنها توضیح می دهیم.

 4 - خانواده سالم ( خانواده دمکرات)

1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.

2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می كنند.

3 - افراد خانواده از ریسك (‌خطر كردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشكالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و كسب تجربه بیشتر باشد.

4 - افراد خانواده برای یكدیگر ارزش و احترام قایل اند و یكدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.

5 - روابط افراد خانواده با یكدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یكدیگر سخن می گویند.

6 - زمانی كه در خانواده سكوت برقرار است ‍، سكوتی است آرامبخش و نه سكوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.

7 -  وقتی  در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه كردن صدای دیگران.

8 - هریك از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد.

9 - اگر یكی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت كردن پیدا نكرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه كمی محبت ‍ ،‌ كم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده .

10 - اعضای خانواده به راحتی یكدیگر را نوازش می كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی.

11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می كنند ، با علاقه به سخنان یكدیگر گوش می دهند ، با یكدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یكدیگر نشان می دهند.

12 - افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یكدیگر درد دل می كنند و این حق را دارند كه درباره هر موضوعی (‌ مثل ناكامیها ، ترسها ، صدمه هایی كه دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا كامیابیها )‌ ،‌ با یكدیگر سخن بگویند.

13 - افراد خانواده برای كارهای خود برنامه ریزی می كنند و در این راه اگر مشكلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشكلات زندگی خود را حل و فصل كنند.

14 - در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است.

15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند كه در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یك انسان واقعی بودن نزدیك شوند.

16 - اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یكدیگر سخن می گویند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می كنند.

17 - رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می كنند - مطابقت كامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.

18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده كنند.

19 - اگر یكی از افراد خانواده مرتكب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار می گیرند تا از او حمایت كنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی كه پدر و مادر برای او فراهم كرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد.

20 - اولیاء خانواده می دانند كه فرزندانشان عمدا بدی نمی كنند. به همین دلیل ،  اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمینه ای خرابكاری كرده است به این نتیجه می رسند كه یا سوء تفاهمی در كار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان كاهش پیدا كرده است و باید برای این مشكل راه حلی را پیدا كرد.

21 - اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.

22 -  اولیاء‌ خانواده می دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر  داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند كه آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.

23 - وقتی یكی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد كه برای تصحیح عمل یا كار او الزامی به نظر می آید ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می كنند.

24 - پدر و مادر خانواده می دانند كه در زندگی هر شخص مشكلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگی امكان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند كه برای هر مشكل تازه ،‌ راه حلی پیدا كنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند.

25 - اولیای خانواده می دانند كه تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می كنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند.

 خلاصه :

گفته می شود كه از هر صد خانواده تنها در صد اندكی ( سه یا چهار خانواده ) می دانند كه چه باید كرد و به مرحله سلامت و بالندگی قابل توجه رسیده اند. محصول خانواده های پریشان یا آشفته فرزندان بیمار ،‌ نومید ، افسرده ، بزهكار و ضد اجتماعی ،‌ معتاد و .... است و اكثریت افراد مبتلا به بیماری های روانی و اختلالات رفتاری ،‌ الكلیك ، معتاد ‍ ‍، فقیر ،‌ از خود بیگانه ،‌ جانی و ... در خانواده های پریشان رشد پیدا كرده اند.

می توان ویژگیهای مهم خانواده های پریشان و خانواده سالم را چنین خلاصه كرد.

 خانواده آشفته :

1 - در  خانواده ارزش و احترامی كه هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.

2 - ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و كاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشك ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.

4 - پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس كننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.

 خانواده سالم یا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامی كه هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.

2 - ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستكاری است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.

4 - پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.

 امیدوارم خانواده سالمی را داشته باشید . (‌یا -  و )خانواده سالمی را در آینده  تشكیل دهید

والسلام علی من اتبع الهدی





طبقه بندی: خانواده، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:26)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ